از استفاده ابزاری تا بازآفرینی سازمان؛ مسیر دشوار شرکتها در عصر هوش مصنوعی
نخستین پنل تخصصی دومین روز از بیستونهمین نمایشگاه الکامپ با موضوع «از توانمندسازی تا بازآفرینی سازمانی با هوش مصنوعی» برگزار شد؛ پنلی که در آن مدیران و فعالان اکوسیستم فناوری، از تغییر نگاه سازمانها به هوش مصنوعی، ضرورت بازطراحی فرایندها، نقش داده و چالش توانمندسازی نیروی انسانی گفتند.
نخستین پنل تخصصی دومین روز از بیستونهمین نمایشگاه بینالمللی الکامپ با موضوع «از توانمندسازی تا بازآفرینی سازمانی با هوش مصنوعی» با حضور محمد خلج، مدیرعامل اسنپ، سیامک توتونچی، معاون شبکه ایرانسل، مجید شهسواری، رئیس هیئتمدیره شرکت پیشگام رایان و رسول سرائیان، مشاور ارشد مدیرعامل پیشگام رایان برگزار شد.
در این نشست، حاضران به بررسی مسیر ورود هوش مصنوعی به سازمانها و چالش عبور از استفاده فردی و ابزاری از AI به بازطراحی و تحول ساختارهای سازمانی پرداختند.
سه سطح مواجهه سازمانها با هوش مصنوعی
یکی از محورهای اصلی این پنل، تفاوت میان استفاده از هوش مصنوعی بهعنوان یک ابزار و تبدیل آن به بخشی از قابلیتهای اصلی سازمان بود.
در این نشست عنوان شد که سازمانها را میتوان در یک طیف سهگانه قرار داد؛ گروه نخست، سازمانهایی هستند که هوش مصنوعی را در ساختار و فرایندهای فعلی خود به کار میگیرند و تلاش میکنند مقاومت در برابر این فناوری را کاهش دهند.
در سطح بعدی، سازمانها از هوش مصنوعی برای ارتقای قابلیتها و بهبود عملکرد استفاده میکنند؛ اما مرحله سوم، جایی است که سازمان به دنبال بازآفرینی خود با کمک هوش مصنوعی میرود.
در این مرحله، دیگر صرفاً استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی مطرح نیست، بلکه فرایندها، ساختارها و شیوه انجام فعالیتها مورد بازنگری قرار میگیرند. در چنین مدلی، نقش فناوریهای هوشمند و ایجنتهای هوش مصنوعی در ساختار سازمان پررنگتر شده و یک تحول بنیادین شکل میگیرد.
بازطراحی فرایندها؛ فراتر از انجام سریعتر کارهای گذشته
رسول سرائیان، مشاور ارشد مدیرعامل پیشگام رایان، نیز در این پنل با اشاره به تغییر تدریجی نوع استفاده سازمانها از هوش مصنوعی، گفت در ابتدای مسیر، بسیاری از کاربران و سازمانها از AI برای پاسخ به پرسشها، تهیه گزارش یا سادهسازی برخی وظایف استفاده میکردند.
اما بهتدریج این پرسش مطرح شد که چرا سازمانها نباید فرایندهای خود را با کمک هوش مصنوعی بازطراحی کنند.
به گفته او، تفاوت مهمی میان استفاده از هوش مصنوعی برای انجام سریعتر فرایندهای موجود و بازنگری اساسی در خود فرایندها وجود دارد. در بسیاری از موارد، سازمانها تلاش میکنند کارهای گذشته را تنها با سرعت بیشتری انجام دهند، در حالی که بهرهگیری مؤثر از هوش مصنوعی نیازمند بازطراحی و بازاندیشی در شیوه انجام فعالیتهاست.
او همچنین به تجربه برگزاری کارگاههایی در سطح سازمان اشاره کرد که در آن از کارکنان خواسته شد گرهها و مسائل موجود را شناسایی کرده و برای حل آنها با کمک هوش مصنوعی راهکار ارائه دهند؛ رویکردی که میتواند به خروج سازمان از فعالیتهای جزیرهای و استخراج ظرفیتها و ارزشهای درونی کمک کند.

توانمندسازی نیروی انسانی؛ شرط اصلی تحول
یکی دیگر از موضوعات مورد تأکید در این پنل، نقش نیروی انسانی در مسیر تحول مبتنی بر هوش مصنوعی بود.
در این نشست عنوان شد که سازمانها برای حرکت به سمت بازآفرینی مبتنی بر AI، علاوه بر فناوری، به توسعه قابلیتهای سازمانی و توانمندسازی کارکنان نیاز دارند.
بر این اساس، بخش بزرگی از نیروی انسانی باید برای استفاده از ابزارهای جدید آموزش ببیند و سازمانها ناگزیرند بهصورت مستمر روی آموزش، مهارت و شایستگی کارکنان خود سرمایهگذاری کنند.
این موضوع در شرایطی اهمیت بیشتری پیدا میکند که کسبوکارها همزمان با چالشهای اقتصادی، حفظ درآمد و پاسخگویی به سهامداران نیز روبهرو هستند و باید میان هزینههای تحول و نیازهای جاری کسبوکار تعادل برقرار کنند.
تحول با هوش مصنوعی، پروژهای کوتاهمدت نیست
حاضران در این پنل همچنین تأکید کردند که حرکت از توانمندسازی به سمت بازآفرینی سازمانی با هوش مصنوعی، فرایندی کوتاهمدت نیست و سازمانها برای رسیدن به بلوغ لازم، به زمان، تجربه و یادگیری نیاز دارند.
برآورد مطرحشده در این نشست نشان میدهد شرکتهایی که قصد دارند به سمت تحول عمیقتر و بازطراحی ساختارهای خود با کمک هوش مصنوعی حرکت کنند، باید مسیری چندساله را طی کنند؛ مسیری که میتواند حداقل سه تا پنج سال زمان ببرد.
در این مسیر، داده، زیرساختهای فناوری، مدل عملیاتی و نیروی انسانی از مهمترین مؤلفههای ایجاد قابلیت سازمانی به شمار میروند.
از شعارزدگی تا حرکت تدریجی
یکی از نکات مطرحشده در پایان این بخش از پنل، ضرورت فاصله گرفتن از نگاه شعاری به هوش مصنوعی بود.
تحول سازمانی با AI تنها با خرید ابزار یا اجرای چند پروژه آزمایشی محقق نمیشود. سازمانها باید بهتدریج قابلیتهای لازم را در حوزه داده، فناوری و منابع انسانی ایجاد کنند و در این مسیر، صبر، تجربه و یادگیری مستمر را بخشی از فرایند تحول بدانند.
به نظر میرسد پیام اصلی این پنل، تفاوت میان «استفاده از هوش مصنوعی» و «تبدیل شدن به یک سازمان مبتنی بر هوش مصنوعی» بود؛ مسیری که از توانمندسازی افراد آغاز میشود، به بازطراحی فرایندها میرسد و در نهایت میتواند به بازآفرینی ساختار و مدل عملیاتی سازمان منجر شود.