چه بر سر مجموعه بازیهای Need for Speed آمده است؟
رسانه کلیک - وقتی برای بسیاری از مردم از بازیهای مسابقهای صحبت میکنیم، احتمالا پیش از هر اسمی، نام سری بازی Need for Speed به ذهن ما و حتی ذهن مخاطبمان خطور میکند.
بازیها و یا حتی فیلمهای زیادی هستند که ممکن است نه به خاطر ذاتشان، بلکه به خاطر برخی، فقط برخی از محتویاتشان میتوانند بسیاری از مردم را مجذوب خود کنند. برای مثال ممکن است شما علاقهای به بازیهای ویدیویی نداشته باشید اما چون عاشق ماشین هستید، فرصت مسابقهای مجازی با مکلان پی1 (McLaren P1) از دست نخواهید داد. چنین جاذبهای، قدرت محبوبیت و البته جذابیت بی حد و حصری به بازیهای مسابقهای داده است. به همین دلیل کمتر کسی پیدا میشود که تجربه بازیهای مسابقهای را نداشته باشد و همان طور که اشاره کردیم، به محض صحبت از ژانر مسابقهای، نام سری بازی Need for Speed در ذهنش خطور نکند.
چه باور داشته باشید یا نداشته باشید، سایهی بازیهای مسابقهای به شدت بر سر صنعت بازیهای ویدیویی سنگینی میکند. بنابر دلایل زیادی این سبک از بازیها یکی از مهمترین عوامل جذب مردم سراسر دنیا به سمت این صنعت بود و همچنان هم هست! چرا که در دهههای 70 و 80 میلادی، در روزگاری که بازیهای ویدیویی یک سرگرمی رایج در بین مردم نبود، بازیهای خلاقی در این سبک توسعه داده شدند که به لطف آنها، درآمد چشمگیری نصیب متولیان این صنعت شد و در کنار بسیاری دیگر از اتفاقات، باعث شد تا صنعت بازیهای ویدیویی از دستگاههای آرکیدی سیاه و سفید و عجیب و غریب، به واقعیت مجازی و تکنولوژی 4K برسد.
در دورهای که خبری از اعتیاد به بتل رویال نبود و داستان هیچ بازی، بازیکنان را تا ماهها (و شاید هم سالها) به فکر فرو نمیبرد، بازیهای مسابقهای توانستند حسابی در این صنعت پیشتازی کنند و اعتبار زیادی را برای خود دست و پا کنند. شاید بتوان گفت که شرکت آمریکایی آتاری (Atari) نسبت به سایر فعالان این صنعت، حق بیشتری بر گردن بازیهای ویدیویی دارد. بازی Gran Trak 10 روی یکی از دستگاههای آرکید این شرکت اجرا میشد و با استفاده از ذهن خلاق مهندسین آتاری توانست به یک برند ارزشمند در بازیهای مسابقهای تبدیل شود. این دستگاه آرکید به فرمان، دنده و پدال ترمز مجهز بود و بازیکن باید در صفحهی سیاه، ماشین مسابقهای را که صرفا چند پیکسل سفید رنگ بود، در مسیر مسابقه به حرکت درمیآورد. بعد از آتاری، شرکت ژاپنی تایتو (Taito) توانست جزئیات بازیهای مسابقهای افزایش دهد و هر یکی دو سال، یک بازی در سبک مسابقهای را توسعه میداد؛ تا حدی که در دهه 70 و 80 میلادی، همواره بازیهای تایتو یکی از مورد انتظارترین بازیهای سال در کشور ژاپن بود.
نقطه اوج تحول بازیهای مسابقهای در آن مقطع زمانی به سال 1983 میلادی (36 سال پیش) بازمیگردد؛ جایی که بازی Pole Position روی دستگاه آرکید و کنسول آتاری در ایالات متحده آمریکا عرضه شد. این بازی که توسط شرکت ژاپنی نامکو (Namco) توسعه داده شده بود، توانست محبوبیت فوق العادهای را از آنِ خود کند. بدون هیچ اغراقی، باید بگوییم تعریف سبک مسابقهای که تا به همین امروز مورد تایید همه واقع شده است، توسط همین بازی Pole Position ارائه داده شده. این بازی توسط پلی بین بازیهای کلاسیک آن مقطع زمانی و مدرن باشد و بازار بازیهای ویدیویی را متحول کند. شاید جالب باشد بدانید که بازیهای مسابقهای امروزی همه وارث بازی Pole Position هستند؛ سری بازی Forza، Gran Turismo و حتی سری بازیهای Need for Speed سعی در تکرار موفقیتهای Pole Position دارند و همگی آنها، صرفا نسخههای به روز شده و بهبود یافته این بازی هستند.
تا چند سال، همچنان بازیهای مسابقهای صرفا به تقلید از Pole Position توانستند به موفقیت میرسیدند؛ در حالی که بسیاری هم بازیهای مسابقهای اواخر دهه 80 میلادی و اوایل دهه 90 را به تقلید و نداشتن خلاقیت و نوآوری محکوم میکردند.
همه چیز با ظهور یک IP جدید در الکترونیک آرتز (EA)، تغییر کرد. سری بازیهای Need for Speed در سال 1994 میلادی متولد شد. این بازی تحت عنوان The Need for Speed برای پلتفرمهای 3DO، رایانههای شخصی، پلیاستیشن و سگا ساترن منتشر شد. تفاوتهای این بازی و القای هیجان به بازیکن، در اولین نسخه از سری بازیهای Need for Speed باعث شد تا راه همواری پیش روی توسعهی یکی دو سه نسخهی دیگر قرار بگیرد.
اولین نسخه از سری بازیهای Need for Speed باعث شد تا در عرض یکی دو سال، سایر بازیهای مسابقهای طرد شوند. به عبارتی دیگر، این بازی تمام رقبایش را در گرد و غبار خود محو کرد و آنها را به باد فراموشی سپرد
اولین نسخه از سری بازیهای Need for Speed باعث شد تا در عرض یکی دو سال، سایر بازیهای مسابقهای طرد شوند. به عبارتی دیگر، این بازی تمام رقبایش را در گرد و غبار خود محو کرد و آنها را به باد فراموشی سپرد. علاوه بر کیفیت بالا و خلاقیتهای The Need for Speed، عرضهی آن روی پلتفرمهای رایج دهه 90 میلادی باعث شد تا خیلی سریع نام Need for Speed زبانزد همه علاقه مندان به بازیهای ویدیویی شود. سیستم کنترل بینظیر و منحصر به فرد، گرافیک بالا با رنگ بندیهای جذاب، صحنههای سینمایی و همچنین موسیقی، باعث شد تا اولین Need for Speed چند سر و گردن بالاتر از سایر بازیهای مسابقهای باشد.
البته حتی در آن مقطع زمانی، به دلیل جدید بودن سیستم کنترل، آن طور که شاید و باید مورد مهر و محبت منتقدان قرار نگرفت اما چیزی که برای الکترونیک آرتز مهم بود، محبوبیت این بازی بین بازیکنان و مردم بود که خوشبختانه، مطابق میل الکترونیک آرتز، این محبوبیت، حاصل شد.
موسیقی بازی The Need for Speed از جذابترین و پرسر و صداترین ادوات ویترین این بازی بود. از شروع بازی تا پایان آن، موسیقی پخش میشد که هیجان بینظیری را به بازیکن القا میکرد. پخش موسیقی حین بازی، شاید از نظر بسیاری انقلاب خیلی مهمی در بازیهای مسابقهای نبود، اما باعث میشد تا لحظات لذت بخشتری برای هر بازیکنی رقم در حین انجام بازی The Need for Speed رقم بخورد. نسخههای پلیاستیشن و سگا ساترن این بازی که با تاخیر به بازار عرضه شده بود، شامل سه موسیقی بیشتر نسبت به سایر نسخههای این بازی بود و باعث شد تا یکی از بهترین تجربهها روی این دو کنسول خاطرانگیز، به لطف اولین نسخه از سری بازیهای Need for Speed به دست آید.
خلاقیتهای الکترونیک آرتز محدود به نسخهی اول این مجموعهی بازی نشد. آنها با اضافه کردن خودروهای متفرقه در ترافیک مسیرهای مسابقه و همچنین پلیس در روند بازی به عنوان یکی از کلیدیترین مکانیکهای Need for Speed باعث شدند تا روند این بازی با سایر بازیهای مسابقهای متفاوت باشد و سری بازیهای Need for Speed همچنان دارای شخصیت منحصر به فرد خودش باشد. حضور پلیس در روند مسابقه، بدون شک یکی از جذابترین اتفاقاتی بود که در آن مقطع زمانی میتوانست در یک بازی مسابقهای رخ دهد. تعقیب شدن بازیکنان توسط ماشینهای پلیس، عطش سرعت و رانندگی دیوانهوار در مسیر مسابقه را در بازیکن بیشتر میکرد و باعث میشد تجربهای بیمانند و به یاد ماندنی و پر از هیجان نصیب بازیکن شود. ترکیب این مکانیک بینظیر، با موسیقی بازی و همچنین رقابت با ماشینهای دیگر، سری بازیهای Need for Speed را به یک بازی مسابقهای تمام عیار تبدیل کرده بود.
یکی از جالب توجهترین اتفاقاتی که برای بازیهای ویدیویی دههی گذشته وجود داشت، کدهای تقلب بود. هر چند که کدهای تقلب در بازیهای امروزی هم وجود دارد و هنوز هم بسیاری از بازیکنان از آن استفاده میکنند، اما برای بازیکنان دهه 90 میلادی، استفاده از کد تقلب (Cheat Code) حال و هوای خاص و تازهای داشت و حس ابرقهرمان شدن به بازیکن دست میداد. بازیهای Need for Speed هم از دست کدهای تقلب نتوانستند قسر در روند. خیلیها با استفاده از این کدها مکانیک پلیس را از بازی حذف میکردند و برای انتخاب روند بازی خود، دارای حق انتخاب بیشتری بودند!
یکی دیگر از قابلیتهای جالبی که توسط سری بازیهای Need for Speed به عرصه بازیهای ویدیویی معرفی شد، قابلیت ذخیره کردن مسابقههای مورد علاقه بازیکن بود؛ به عبارتی دیگر شما میتوانستید مسابقه خود را ذخیره کنید و هزاربار دیگر آنرا از زوایا مختلف، به همراه موسیقی هیجان انگیز تماشا کنید.
علاوه بر اینها، انتخاب زاویه دوربین (به خصوص زاویه دید از داخل کابین)، مشاهده سرعت و دور موتور و نویشگیشن از دیگر محتویات منحصر به فرد و خلاقانه سری بازیهای Need for Speed بود که باعث میشد تا بسیاری از بازیکنان، بیشتر از آن چه که انتظارش را داشتند، پای کنسول بازی یا رایانههای شخصیشان مشغول تجربه Need for Speed باشند.
با این تفاسیر و همچنین دانستهها و تجربههای خودتان، نیازی به توضیحی بیش از اینها از گذشتههای دوری سری بازیهای Need for Speed نیست. نسخههای مختلفی از این بازی در مدتی بیشتر از 20 سال روی کنسولهای مختلف از نسلهای گوناگون، عرضه شده است. شانس توسعهی این بازی نصیب تیمهای بازیسازی مختلفی شد و با این وجود، معمولا نتایج خوبی حاصل میشد و موفقیتهای زیادی به لطف این تیمهای بازیسازی، از آنِ نسخههای مختلفی از سری بازیهای Need for Speed شده بود. الکترونیک آرتز به فرمول موفقیت این فرانچایز دست یافته بود و موفق شده بود تا به نحو احسن از آن استفاده کند و این مجموعهی بازی را روی مدار موفقیت قرار دهد. حقیقتا هم تا همین چند سال اخیر، همواره با عرضه هر نسخهی جدیدی از سری بازیهای Need for Speed هیجان و عطش سرعت، به سراغ علاقه مندان به بازیهای مسابقهای میآمد اما متاسفانه، این فرانچایز، به کلی از مسیر خود منحرف شد.
در چند سال اخیر، فرانچایز Need for Speed به یک ستارهی کم فروغ، و یا شاید هم خاموش تبدیل شده است. متاسفانه به نظر بسیاری دیگر این بازی ارزش وقت گذاشتن را ندارد و فقط پول شما را هدر میدهد. مدت زیادی است که برخلاف نسخههای اول این بازی، دیگر نوآوری خاصی را در آن نمیبینیم و تقریبا همه چیز تکراری و قابل پیش بینی شده است. اما چرا این اتفاقات رخ داد؟ چرا این روزها علاقه مندان به بازیهای مسابقهای، از ریشهدارترین و بااصالتترین بازی این سبک، کمتر استقبال میکنند؟ چرا Need for Speed که از آن به عنوان پدربزرگ بازیهای مسابقهای یاد میکنند، کیفیت گذشتهاش را ندارد؟ چرا Need for Speed بازیکنان مدرن و امروزی را به وجد نمیآورد؟ چه بر سر مجموعه بازیهای Need for Speed آمده است؟
همان قدر که یک فیل بزرگ در یک اتاق پرواضح است، شرکت الکترونیک آرتز هم به عنوان باعث و بانی سقوط سری بازیهای Need for Speed خودنمایی میکند.
به قول بریتانیاییها، فیل در اتاق این مسئله، شرکت الکترونیک آرتز است؛ به عبارتی دیگر، همان قدر که یک فیل بزرگ در یک اتاق پرواضح است، شرکت الکترونیک آرتز هم به عنوان باعث و بانی سقوط سری بازیهای Need for Speed خودنمایی میکند. همان طور که پیش از این اشاره شد، از همان ابتدا شرکت الکترونیک آرتز صاحب امتیاز و ناشر بازیهای Need for Speed بود اما با دستان خودش، این فرانچایز را به ته دره پرتاب کرد. مشکل اصلی این جا بود که این شرکت حاضر نشد از بخشی از هویت سری بازیهای Need for Speed دست بکشد و با تکیه برآن و پررنگتر کردنِ آن، صرفا به فکر تصاحب بازار بود. به عبارتی دیگر، به دستور اکید الکترونیک آرتز، خلق نوآوری و روند رو به رشد Need for Speed به عنوان یک ریسک تلقی شد تا مبادا جایگاه این فرانچایز در بازار بازیهای ویدیویی به خطر بیافتد.
سال 2011 میلادی، نقطه بحرانی این فرانچایز بود؛ یعنی زمانی که بازی Need for Speed: The Run به عنوان هجدهمین نسخه این مجموعهی بازی عرضه شد. جز اتفاقاتی تکراری، داستان سطحی و البته غیرضروری و چند مشکل در طراحی مراحل و هوش مصنوعی، هیچ چیز دیگری جز مکانیکهای تکراری سری بازیهای Need for Speed در نسخه The Run وجود نداشت. به همین دلیل، بیشتر منتقدان هم از خجالت این بازی درآمدند و با اعطای نمرات متوسط (و بعضا نسبتا خوب) زنگ خطر را برای الکترونیک آرتز به صدا درآوردند.
با این حال، به لطف بازی Need for Speed: Most Wanted و Need for Speed: Rivals یک بار دیگر این فرانچایز به سمت اتفاقات مثبت سوق داده شد. این بازیها با احترام به ریشههای این بازی و قراردادن نسخههای ارتقا یافتهی مکانیکهای قدیمی Need for Speed و همچنین طولانیتر کردن مدت زمان بخش کمپین بازی و همچنین اجرای صحیح داستان کلیشهای تعقیب و گریز، موفق شدند یک بار دیگر در شرف ورود به نسل هشتم کنسولهای بازی، همه را به برگشت اعتبار به سری بازیهای Need for Speed امیدوار کند.
نکتهی جالب توجه این بود که استودیو گوست گیمز (Ghost Games) ساخت NFS: Rivals را عهدهدار شد. این بازی، اولین محصول این استودیو سوئدی بود و آنها در اولین گام خود توانستند حیثیت Need for Speed را همچنان حفظ کند؛ حتی بازی NFS: Rivlas برای کنسولهای تازه نفس پلیاستیشن 4 و ایکسباکس وان هم توسعه داده شد. هنوز هم بعد از گذشت چند سال، بازیکنان بسیاری سرگرم بازی NFS: Rivlas هستند و از ایدههای گوست گیمز در این بازی لذت میبرند. از هر لحاظ بازی Rivals باعث شد که اشتباهات The Run فراموش شود بنابراین، یک بار دیگر، گوست گیمز مسئول ساخت Need for Speed جدید شد.
نسخهی جدید این فرانچایز در سال 2015 تحت عنوان بازی Need for Speed منتشر شد و قرار بود که یک ریبوت اساسی برای این مجموعه بازی باشد و یک بار دیگر کیفیت و محبوبیت را به آن برگرداند.
نسخهی جدید این فرانچایز در سال 2015 تحت عنوان بازی Need for Speed منتشر شد و قرار بود که یک ریبوت اساسی برای این مجموعه بازی باشد و یک بار دیگر کیفیت و محبوبیت را به آن برگرداند. متاسفانه تغییرات خیلی زیادی که در این بازی توسط سازندگان آن ایجاد شد، باعث گمراهی بسیاری از طرفداران بازیهای Need for Speed شد. هنوز هم نمیتوانم درک کنم که الکترونیک آرتز و گوست گیمز، روی چه حسابی این بازی را متحمل 180 درجه تغییر کردند. نسخه سال 2015 بازی Need for Speed، به اتصال دائم به اینترنت محتاج بود؛ همچنین به نحو غیرمنتظرهای دید از داخل کابین از بازی حذف شده بود. از طرفی دیگر، به تقلید از بازیهای رقیب، این بازی Open World بود اما به هیچ عنوان مکانیکهای پایهای و مورد نیاز یک بازی Open World در آن رعایت نشده بود. همچنین داستان صریح بازی از دیگر مواردی بود که باعث شد تا این بازی به طور کلی، عملکرد ضعیفی داشته باشد.
با این وجود، اندک نکات مثبت بازی مانند گرافیک فوق العادهی آن و قابلیتهای شخصی سازی متنوع باعث شد تا خیلیهای از معایب این بازی چشم پوشی کنند و از آن لذت ببرند و همین مسئله باعث شد تا فروش نسبتا خوبی نصیب این بازی شود و یک بار دیگر، مهمترین هدف الکترونیک آرتز، تیک بخورد!
در حالی که سازندگان این بازی حدود 100 مایلی از مسیر خود را به اشتباه طی کرده بودند، به لطف نسخهی Rivals و نکات مثبت ریبوت Need for Speed، یک بار دیگر ماموریت احیای این فرانچایز به گوست گیمز سپرده شد. چشم و دل بسیاری از طرفداران سری بازیهای Need for Speed به نسخهی جدید آن یعنی Payback بود. به لطف این بازی، میتوانستید Need for Speed جدید را به صورت آفلاین تجربه کنیم و این اولین برتری Payback نسبت به نسخهی قبلی آن بود؛ اما هنوز داستان غیرضروری و سطحی در این بازی پابرجا بود. کاش یک نفر میتوانست الکترونیک آرتز را تفهیم کند که علاقه مندان بازیهای مسابقهای، به دنبال مکانیکهای گسترده و مسابقات متنوع هستند، نه داستانهای زشت تک سطحی و یک مشت شخصیت نچسب!
یکی از مواردی که باعث شد تا Payback هم یک Need for Speed بدِ دیگر باشد، محدودیتهایی بود که توسط سازندگان آن برای بازی در نظر گرفته شده بود.
یکی از مواردی که باعث شد تا Payback هم یک Need for Speed بدِ دیگر باشد، محدودیتهایی بود که توسط سازندگان آن برای بازی در نظر گرفته شده بود. توانایی پیشرفت در هر بازی مسابقهای و وجود ماشینهای متنوع و قابلیتهای شخصیسازی گسترده، از مهمترین نیازهای یک بازی مسابقهای باکیفیت است اما الکترونیک آرتز، با علم کامل بر این مسائل، ترجیح داد که از کنار همهی اینها عبور کند تا پول بیشتری به جیب بزند. متاسفانه Need for Speed: Payback چندمین بازی بود که به لطف مکانیک لوت باکس باعث آزار بسیاری از بازیکنان شد. تا چند سال پیش، سیستم میکروترنسکشن (خرید درون بازی) برای بازیهای ارزان قیمت و یا رایگان (Free to Play) توجیه داشت اما الکترونیک آرتز، به قیمت بردن حیثیت بازیهای اسم و رسمداری مانند Need for Speed سعی کرد تا از این سیستم در بازیهای خودش هم استفاده کند.
هر چند بازی Need for Speed: Payback مشکلات چشمگیری در بخش داستانی، گیم پلی و گرافیک دارد اما باید پذیرفت که تیر خلاص آن توسط حرص و طمع الکترونیک آرتز زده شد. متاسفانه طی چند سال اخیر سری بازیهای Need for Speed در مسیر اشتباهی قرار گرفته بود و الکترونیک آرتز با بیرحمی هر چه تمامتر، به جای اصلاح مشکلات این فرانچایز، سیستم میکروترنسکشن را در آن قرار داد تا اشتباهات Need for Speed بیشتر از گذشته باشد. به موجب همین تصمیمهای مسخرهی الکترونیک آرتز، امروزه نام Need for Speed دیگر هویت خود را از دست داده است و به کلی فراموش کرده که در گذشته، چه جایگاهی در بین بازیهای مسابقهای داشته است.
ای کاش الکترونیک آرتز درک میکرد که سری بازیهای Need for Speed فرق زیادی با بازیهای MMO و Free to Play دارند و جای لوت باکس، در این بازیها نیست.
به هر دلیلی، حیثیت سری بازیهای Need for Speed هم اکنون برباد رفته است. این طور که از شواهد پیداست، تا پایان سال جاری شاهد عرضه نسخهی جدیدی از بازیهای Need for Speed خواهیم بود. بازی که باز هم توسط گوست گیمز در حال ساخت است و امیدواریم بتواند این فرانچایز را یک بار دیگر به ریشههایش برگرداند و دوباره در مسیر موفقیت حرکت کند.