نقد و بررسی بازی Ashen
رسانه کلیک – بازی Ashen، از آن دسته آثار شبه سولز یا اصطلاحا Souls Like است که توانسته فرمول این دست از بازیها را در فضایی به نسبت متفاوت، جذاب و با مقداری چاشنی خلاقیت، پیادهسازی کند. در ادامه با کلیک و بررسی بازی Ashen همراه باشید.
در طول سالهای اخیر استودیوهاى زیادی با نگاهى جاهطلبانه تصمیم به عرضه بازیهای شبه سولز گرفتند، ولی در عمل حرفی برای گفتن نداشتند که به عنوان مثال میتوان به بازی ضعیف Lords Of The Fallen اشاره کرد. اگر چه بازیهای انگشت شماری هم مانند Salt and Sanctuary بودهاند که عملکرد قابل قبولى داشتند، اما اتفاق جالبى که در اواخر سال ٢٠١٨ افتاد این بود که یک استودیوى مستقل نیوزلندى با نام A44 توانست با عرضه بازی ASHEN اثری متفاوت نسبت به سایر سولز لایکها ارائه کند.
در ابتدا لازم است توضیح بدهم منظور از سولز لایک یا شبه سولز چیست:
منظور از شبه سولز این است که بازی در اکثر المانهای گیمپلی، از سیستم و ساختاری که میازاکی، خالق بازیهای Dark Souls در آثارش پیادهسازی کرده، الهام گرفته است.
یک روز قبل از شب یلدای امسال، بازى ASHEN براى رایانههای شخصی و ایکسباکس وان عرضه شد. نکته قابل ذکر این است که استودیو A44 احتمال عرضهی این بازی برای سایر پلتفرمها مانند نینتندو سوییچ و پلیاستیشن 4 را رد یا تایید نکردهاند و میتوان امیدوار بود که Ashen روزی برای این دو پلتفرم محبوب و پرطرفدار عرضه شود.
ASHEN به حدی هوشمندانه و ظریف روی تلفیق فضای فانتزی و گیم پلی شبه سولزى بازى کار کرده ،که این تفاوت گرافیکى نه تنها نقطه ضعف بازی محسوب نمیشود بلکه یکی از مزیتهای اصلی این بازی نیز به حساب میآید.
بازى ASHEN طى همین مدت کوتاهى که عرضه شده، مورد توجه بسیارى از منتقدین بزرگ گیم دنیا قرار گرفته و توانسته تا حد بسیار بالایى طرفداران سرى دارک سولز را به سمت خود جلب کند، اگر قرار باشد تجربه خودم را از این بازى خلاصه وار بیان کنم باید بگویم بازی ASHEN تلفیقی از گیمپلى BloodBorne، گرافیک RIME و چهره پردازى ABSOLVER است و یکى از بارزترین تفاوتهاى این بازى با سرى دارک سولز شباهت زیاد گرافیک فانتزی ASHEN به بازى RIME است.
آن هایى که قبلاً سرى Dark Souls را تجربه کردهاند قطعا این تجربه را داشتهاند که بعد از چند ساعت جنگیدن در دنیاى تاریک بازى رمقى برای ادامه بازی نداشتند و باید حتماً چند دقیقهاى به خودشون استراحت میدادند، اما دنیای فانتزی ASHEN به شما اجازه میدهد در کنار انجام ماموریتهاى بازى، از قدم زدن در جنگل و بیشهزار و حتی بیابانهای بازی لذت ببرید. البته باید اشاره کنم موسیقی روان بازی نیز کمک میکند تا اتمسفری بر فضای بازی ایجاد شود که هیچ وقت ASHEN برای شما خستهکننده نباشد و وقتى به خودتان میآیید، میبینید ساعتها است در حال بازی هستید. ASHEN به حدی هوشمندانه و ظریف روی تلفیق این فضا و گیمپلی شبه سولزى بازى کار کرده که این تفاوت گرافیکى نه تنها نقطه ضعف بازی محسوب نمیشود بلکه یکی از مزیتهای اصلی این بازی نیز به حساب میآید، تا آنجا که حتی آنهایی که علاقهای به بازیهای شبه سولز ندارند را ترغیب میکند تا پس از تجربه ASHEN، به سراغ شاهکارهای میازاکی بروند.
گرافیک هنری بازی بدون شک یکی از نقاط قوت بازی محسوب میشود
داستان بازی ASHEN همان روایت قدیمی نبرد خیر و شر است و در ابتدای بازی متوجه میشوید ASHEN که یک پرنده شبیه به ققنوس افسانهای است، آخرین نفسهایش را کشیده و با ناپدید شدناش، اجازه داده تا نیروهای تاریکی، عصر تاریکی و ظلمات را بر پهنای دنیا حکمفرما کنند. اما این تاریکی، با تولد دوباره ققنوس بازی ما (ASHEN) به پایان میرسد و شما باید به عنوان قهرمان داستان، شرایط را برای ظهور و احیای ASHEN آماده کنید و در این مسیر، با نیروهای تاریکی به مبارزه بپردازید.
در طی بازی شما با NPCهایی ملاقات میکنید که نه تنها اجزای پازل داستان بازى را در اختیارتان قرار میدهند، بلکه در طی روند بازی نیز که در ادامه توضیح خواهم داد کمک حالتان خواهند بود، خط داستانى بازى نه آنقدر پیچیده است که گیجتان کند و نه آنقدر سر راست و بیمزه که جذبتان نکند و حتی میتوانم بگویم روند داستانی بازی ASHEN در دل خودش سورپرایزهایى به همراه خواهد داشت که انگشت به دهان میمانید. به نظر من ASHEN به عنوان یک بازى مستقل با ارائه یک داستان جمع و جور و جذاب نمره قابل قبولى در بخش داستان به خودش اختصاص داده است.
تولد دوباره ASHEN همانند ققنوس، عصر تاریکی را به آتش خواهد کشید
آنالیز دشمن مخصوصاً باسهاى بازى از اهمیت ویژهای برخوردار است و به دلیل تنوع زیاد مابها و الیت مابها و همینطور سبک جنگیدن آنها، انتخاب سلاح مناسب و آیتم ها اهمیت زیادى در جلو بردن بازى دارند.
در ابتداى بازى شما باید با استفاده از آیتمهایى مانند مو، ریش، سبیل و جنسیت که در اختیار شما است قهرمان بازیتان را شخصىسازى کنید و خوشبختانه لزومى ندارد نگران اجزاى دیگر صورت باشید و کلی وقت صرف کنید و در آخر چهره قهرمانتان آن چیزی که میخواهید از آب در نیاید. ضمنا در خصوص گیمپلى باید اشاره کنم که بهترین عملکرد ASHEN در همین بخش اتقاق افتاده و به جاى کپى کردن کورکورانه از سرى Souls، به خوبی از ساز و کار شاهکارهاى میازاکى الهام گرفته و در پیادهسازى آنها دقت لازم را داشته است. عملاً وقتى ASHEN را بازى میکردم بر خلاف Lords Of The Fallen که فقط یه کپى بد از سرى سولز بود، احساس میکردم دارک سولز را در بهشت رنگها تجربه میکنم.
در خصوص رابطه کاربرى باید بگویم در حدى آیتمها، سلاحها و اطلاعاتشان قابل فهم طراحى شدهاند و در اختیار گیمر قرار دارند که حتی اگر با این سبک بازیها هم آشنایى نداشته باشید باز هم به راحتى با شرایط بازى خو میگیرید.
در بازى زمانی که در حال نبرد هستید سه تا انتخاب پیش روی خودتان دارید : نیزه، سلاح سبک (تک دست) و سلاح سنگین (دو دست) و فقط زمانى که از سلاح سبک استفاده میکنید، میتوانید با دست چپتان سپر حمل کنید یا اگر در مکان تاریکى مثل دخمهها و غارها هستید میتوانید به جاى سپر از فانوس استفاده کنید یا حتى براى ذخیره انرژیتان دست چپتان را خالى بگذارید. اما این تمام ماجرا نیست و جنگیدن در بازى ASHEN احتیاج به هوش و دقت شما دارد و هر چیزى که شما در نبرد استفاده میکنید، از سلاح و سپر گرفته تا زرهى که بر تن دارید و حتى نوع حرکت شما اعم از پریدن، دویدن، جاخالی دادن و ضربه زدن بخشی از انرژى شما را مصرف میکند و از آنجایى که شما به جز نوار سلامتى، نوار استقامت نیز دارید، باید در مدیریت انرژیتان دقت کنید ، چون ضربه زدن بدون داشتن انرژى در بازى غیر ممکن است.
خوشبختانه تنوع سلاحها و آیتمها به حدى زیاد هستند که دست گیمر را براى انتخاب روش جنگیدن کاملاً باز گذاشته و در کنار همه این موارد، آنالیز دشمن مخصوصاً باسهاى بازى از اهمیت ویژهای برخوردار است. به دلیل تنوع زیاد Mobها و Elite Mobها و همینطور سبک جنگیدن آنها، انتخاب سلاح مناسب و آیتمها اهمیت زیادى در جلو بردن بازى دارند که ASHEN به خوبى از پس این امتحان هم برآمده و ابزار مناسبى در اختیار گیمر قرار داده است.
تنوع سلاح در بازی اشن به شما اجازه میدهد تاکتیک جنگیتان را شخصی سازی کنید
در طى روند بازى با از پا درآوردن دشمنها و یا انجام ماموریتهاى اصلی و فرعی پاداشی دریافت میکنید که SCORIA نام دارد که در واقع همان پول رایج بازی است. اگر در طول بازى به هر نحوى کشته شوید، تمام Scoria شما همانجایى که مردهاید، مدفون میشود تا دوباره به همانجا بازگردید و آن را بازیابی کنید. البته دقت داشته باشید اگر قبل از برداشتن Scoria بمیرید دیگر برای همیشه آن بخش از پاداشتان را از دست خواهید داد و همین نکته یکى از دلایل سخت شدن بازی است.
مورد استفاده Scoria براى خرید آیتم و طلسم و کرفت کردن و آپگرید سلاح های شماست و طبیعی است که براى قویتر شدن، Scoria نقش مهمی در بازی دارد و از آنجایى که قابلیت ذخیره اتومات در بازی نیست، احتمالا مجبور خواهید شد برای بازیابى پولتان یک مسیر طولانی و سخت را مجددا طی کنید یا به کلی آن را فراموش کنید. سیستم ذخیرهسازی بازی هم ساز و کار خودش را دارد، شما در اوایل بازى مقرى به نام Vagrant Rest را بعد از کشتن چند Mob، تحت سلطه خودتان در می آورید که در واقع کمپ اصلی شما در آنجا شکل میگیرد. البته کمپ هاى فرعى دیگرى هم در بازى قرار دارند که به همراه Vagrant Rest به نوعی نقش چکپوینت را در بازى ایفا میکنند و هر دفعه که ببازید یا بازى را بازیابی کنید، از آخرین Ritual Stone که در آن بازى را ذخیره کردهاید، اسپان میشوید.
Ritual Stones در بازی برای ذخیره کردن و تجدید قوا در نظر گرفته شده
همانطور که قبلاً در بخش داستان بازی اشاره کردم، شما در طول بازى با NPCهایى ملاقات میکنید که در نوع خود قهرمانهایى هستند که قرار است به شما در مسیر بازى کمک کنند و با انجام اولین ماموریتهایى که به شما محول می کنند، میتوانید به Vagrant Rest دعوتشان کنید. نقش این NPCها در ساخت و ساز و آبادانى کمپ اصلى و همینطور بحث کرفتینگ و ارتقا بسیار زیاد است و شدیدا توصیه میکنم ماموریتهای آنها را جدى بگیرید، چرا که بعد از بازگشت از هر ماموریت به Vagrant Rest، متوجه پیشرفت و آبادانی کمپ اصلیتان میشوید و همین مسئله به نوعی جدای از جذابیت خستگی نبرد را از تنتان بیرون می کند. در بازى تعداد باس فایت ها کم هستند و این مسئله می تواند یکى از ایرادات وارده به بازى باشد اما به حدی چالش برانگیز و جذاب طراحی شدهاند که نباید از آنها گذشت. نکته مهم در خصوص باسفایتها این است که با شکست بعضى از آنها، قابلیتهایى مثل Fast travel و Teleport را به دست میآورید که برای جابه جایى بهتر در محیط بازى نقش مهمى دارند و در واقع اوایل بازى این قابلیتها باز نیستند. اگر چه یکی از آیتم های کارآمد در طول بازی، تلپورت است که کارایی متفاوت نسبت به مهارت تلپورتی که در اواسط بازی به دست میآورید دارد.
در اوایل بازی با شکست Garoran قابلیت FAST TRAVEL آزاد میشود
نقشه کم جزئیات بازی هم با وجود سادگی، کاربردی طراحی شده و مثل بسیارى از نقشههای شلوغ بازىهاى جهان باز، باعث گیج شدنتان نمی شود. یکی از مشکلات اساسى بازى هوش مصنوعى NPC هایی است که به کمپ دعوت می کنید آن هم زمانی است که در ماموریت ها یکی از آن ها را به همراه داشته باشید ،که گاهاً مثل بز اخوش کاری به جز نگاه کردن بلد نیستند. کم نبوده جاهایى از بازى که خنگ بازیهایشان اعصاب و روانم را در حدی به هم ریخته بود که بیخیال بازى میشدم. البته نگران نباشید، دستهها هنوز سالم هستند! براى مثال، ممکن است وقتی میخواهید از یک دیوار بالا بروید و احتیاج دارید یار کمکیتان برای شما قلاب بگیرد یا بالعکس ،شاهد این هستید که یک جا خشکشزده و تکان نمیخورد. از مشکلات دیگر هوش مصنوعی میتوانم به عدم دسترسی شما به تنظیمات یار کمکیتان اشاره کنم و در واقع شما نه روى انتخاب اینکه کدامشان قرار است همراهیتان کند، دسترسى دارید و نه روى سلاح هایىکه استفاده میکنند.
قسمتی از نقشه بازی که با وجود جزییات کم با کارایی بالا طراحی شده
تا چند ساعت اول بازی برایم سوال بود چرا هوش مصنوعی NPC ها بعضی وقتها زیادی باهوش یا زیادی خنگ است و بعداً متوجه شدم تمامی مدت من با بازیکنهای تصادفی آنلاین بازى میکردم.
شاید پیش خودتان بگویید با توجه به اینکه بازى قابلیت Co-Op دارد، بیخیال هوش مصنوعى شده و با دوستتان بازی میکنید، همینجا است که دومین ایراد بازى خودش را نشان میدهد و آن هم سیستم افتضاحی است که براى بخش چند نفره بازی در نظر گرفته شده است. جالب است به شما بگویم تا چند ساعت اول بازی برایم سوال بود چرا هوش مصنوعی NPC ها بعضی وقتها زیادی باهوش یا زیادی خنگ است و بعداً متوجه شدم تمامی مدت من با بازیکنهای تصادفی آنلاین بازى میکردم. عملاً برای استفاده از هوش مصنوعی، باید تنظیمات بازى را که هیچ جای بازی به آن اشاره نشده بود تغییر دهید و از طرفی طوری این سیستم طراحی شده که اگر دوست شما باس یک منطقه از بازی را به تنهایی بازى کرده و کشته باشد، شما هنوز موظف به شکست آن باشید عملاً دیگر نمیتوانید با هم بازى کنید تا شما هم به مرحلهای از بازی برسید که دوستتان در آن قرار دارد. اگر چه مواردی همچون بازیابی سلامتی در بازی دو نفره کمک زیادی به پیش برد بازی میکند اما به دلیل عملکرد بد این بخش به سیستم چند نفره بازی نمره خوبى نمیدهم.
بازی ASHEN در قامت یک بازی مستقل حرفهای زیادی برای گفتن دارد
در اواسط بازی و بعد از شکست یکی از باسهای بازی بخش Children Of Sissna که در ابتدای بازی در منوی بازی غیرفعال هست برای شما فعال میشود که به وسیله آن میتوانید بازی را روی مود سختتری انجام دهید که عملا باعث میشود آن دسته از افرادی که به چالش کشیدن خود در این بازی علاقه دارند نیز از وجود همچین چالشی لذت ببرند.
در خصوص صداگذاری، اگر چه شخصیت شما در بازی حرف نمیزند، اما NPCهای داخل بازی با گویشی شیوا با شما ارتباط برقرار میکنند و از کارگران کمپ اصلی بازی تا دیگر شخصیتهای بازی صداگذاری خوبی داشتهاند، فارغ از این جریان موسیقی بازی با توجه به تنوع و هماهنگی با شرایطی که در آن قرار دارید حس شرایط بازی را بهتر به شما منتقل میکند و در واقع همیشه و در همه حال از بازی این موسیقی بازی است که حس امنیت یا خطر در بازی را برای شما آشکار میسازد.