جهان، پس از ویروس کرونا
رسانه کلیک - امروز بشر با يک بحران جهاني مواجه شده، شاید بزرگترين بحران نسل ما. احتمالا تصميماتي که مردم و دولتها در چند هفتهي پیش رو اتخاذ ميکنند، جهان را در سالهاي آتی شکل خواهد داد. اين تصميمات نه تنها سيستمهاي بهداشت و درمان ما را شکل خواهد داد بلکه اقتصاد، سياست و فرهنگ ما را نیز از نو طرحریزی خواهد کرد! ما بايد سريع و قاطعانه عمل کنيم. به علاوه، بايد پيامدهاي بلندمدت اقداماتمان را نيز مد نظر قرار دهیم. هنگام انتخاب یک گزینه از بین گزينههاي مختلف، ضمن توجه به مهار کردن سریع بحران کنونی بايد به این موضوع نیز فکر کنیم که با این انتخاب، پس از گذشتن طوفان، در چه دنيايي ساکن خواهيم بود. بله، طوفان ميگذرد، بشر جان سالم به در ميبرد، اغلب ما زنده خواهيم ماند – اما در جهاني متفاوت!
ما بايد سريع و قاطعانه عمل کنيم. به علاوه، بايد پيامدهاي بلندمدت اقداماتمان را نيز مد نظر قرار دهیم. هنگام انتخاب یک گزینه از بین گزينههاي مختلف، ضمن توجه به مهار کردن سریع بحران کنونی بايد به این موضوع نیز فکر کنیم که با این انتخاب، پس از گذشتن طوفان، در چه دنيايي ساکن خواهيم بود. بله، طوفان ميگذرد، بشر جان سالم به در ميبرد، اغلب ما زنده خواهيم ماند - اما در جهاني متفاوت!
بسياري از اقدامات کوتاه-مدت اضطراري، به بخش ثابتی از زندگي تبديل ميشود. این طبیعتِ شرایط اضطراری است. شرایط اضطراری، فرآيندهاي تاريخي را سرعت میبخشد. تصميماتي که در مواقع عادي سالها تأمل و مشورت میطلبد، در عرض چند ساعت تصویب میشود. فناوریهای جدیدِ کامل نشده و حتي خطرناک، به اجبار مورد استفاده قرار ميگيرد، زیرا منفعل بودن، خطر بیشتری دارد. همهي کشورها نقش خوکچههای هندي آزمايشات اجتماعي در مقياس بزرگ را خواهند داشت. چه اتفاقي خواهد افتاد وقتی که همه از خانه کار کنند و از راه دور ارتباط برقرار کنند؟ وقتي همهي مدرسهها و دانشگاهها آنلاين شود؟ در حالت عادي، دولتها، کسب و کارها و شوراهای آموزشی، هرگز با چنين رويکردي موافقت نميکنند. اما در حال حاضر اوضاع عادي نيست!
در اين زمان بحرانی، با دو انتخاب بسيار مهم روبرو هستیم. یکی انتخاب بین نظارت استبدادي و یا توانمندسازي شهروندان و دیگری انتخاب بین انزوای ملی گرایانه و یا همبستگي جهاني.
نظارت زيرپوستي
برای متوقف کردن همهگیری، همهي جمعيت بايد قواعد معیّنی را دنبال کنند. براي عملی شدن این موضوع، دو راه اصلي وجود دارد. يکي اينکه دولت بصورت دائم مردم را رصد کند و قانونشکنها را مجازات کند. امروز، براي اولين بار در تاريخ بشر، فناوری، نظارت تمام وقت بر همه را امکانپذیر نموده است. ۵۰ سال پيش، KGB نميتوانست ۲۴۰ ميليون شهروند شوروي را ۲۴ ساعته دنبال کند، حتي نميتوانست اميدي به پردازش موثر همهي اطلاعاتي که جمعآوري کرده بود، داشته باشد. KGB به مأموران و تحليلگران خود متکي بود و قاعدتا نميتوانست برای دنبال کردن هر شهروند يک نفر مأمور بگمارد. اما اکنون، دولتها ميتوانند به جاي اشباحی از جنس گوشت و خون، از حسگرهاي همه جا حاضر و الگوريتمهاي قدرتمند استفاده کنند.
چندین دولت در تلاش براي توقف همهگيری ویروس کرونا، ابزارهاي جديد نظارتي را به خدمت گرفتهاند. قابلتوجهترين مورد، چين است. مقامات چيني با نظارت دقيق بر گوشيهاي هوشمند مردم، استفاده از ميليونها دوربين تشخيصدهندهي چهره و ملزم کردن مردم به چک کردن و گزارش دماي بدن و شرايط پزشکيشان، نه تنها توانستند ناقلین احتمالی کرونا را شناسايي کنند، بلکه جابجاييهاي این افراد را نيز رصد کرده و هر کسي را که با این افراد در تماس بوده نیز به راحتي شناسايي ميکردند. در حال حاضر، طيفي از اپليکيشنهاي موبايل، به شهروندان، در مورد فاصله فیزیکیشان با افراد آلوده به ویروس، هشدار ميدهند.
اين نوع فناوری به آسياي شرقي محدود نيست. نخستوزير اسراييل، اخيرا براي رصد کردن مبتلایان به این ویروس، اجازهي استفاده از یک فناوری نظارتي را برای آژانس امنيتي اسراييل صادر کرد که قبلا فقط برای مبارزه با تروريستها به کار ميرفت. زماني که کميتهي فرعي پارلماني از صدور مجوز اين اقدام سر باز زد، نتانياهو با "حکم اضطراري"، آن را به تصويب رساند.
ممکن است بگوييد اين چيزها که تازگي ندارد. در سالهاي اخير، هم دولتها و هم شرکتها از فناوریهای بسيار پیچیدهتری براي رصد و پایش مردم و تاثيرگذاري بر آنها استفاده کردهاند. با اين حال اگر مراقب نباشیم، شيوع اين ويروس جديد ممکن است نقطهي عطفي در تاريخ نظارت باشد. نه تنها به اين دليل که ممکن است استفاده از ابزارهاي نظارت جمعي را در کشورهايي که مدتها آن را رد کردهاند، عاديسازي کند، بلکه بيشتر به اين دليل که اين اتفاق، فرآیند تلخ تغییر نظارت از حالت نظارت "روی پوست " به حالت نظارت "زیر پوست " را تشدید خواهد کرد.
تاکنون، وقتي انگشتتان صفحهي گوشي هوشمندتان را لمس يا روي يک لينک کليک ميکرد، دولت ميخواست بداند که انگشتتان دقيقا روي چه چیزی کليک ميکند. اما با شروع داستان ويروس کرونا، موضوع مورد علاقهي دولتها تغيير کرده است. امروز، دولت ميخواهد دماي انگشتتان و فشار خون زير پوست آن را هم بداند.
پودينگ اضطراري
در هنگامی که تحت نظارت قرار داريم، يکي از مشکلاتی که با آن مواجه هستیم اين است که هيچ يک از ما نميدانيم دقيقا چگونه رصد میشویم و در سالهاي آينده چه چیزی منتظر ما خواهد بود. فناوری نظارت با سرعت بسیار خطرناکی در حال توسعه است و آن چیزی که ۱۰ سال پيش علمي-تخيلي محسوب ميشد، امروز تنها اخباری کهنه است! به عنوان يک آزمايش فکري، دولتي فرضي را در نظر بگيريد که ميخواهد همهي شهروندانش يک دستبند بيومتريک دستشان کنند. اين دستبند دماي بدن و ضربان قلب را ۲۴ ساعته تحت نظر دارد. دادههاي به دست آمده به وسيلهي الگوريتمهاي دولتي، ذخيره و تحليل ميشوند. اين الگوريتمها حتي پيش از آنکه خودتان متوجه شويد، ميفهمند که بيمار هستيد. آنها همچنين میدانند که کجا بودهايد، و با چه کسي ملاقات کردهايد. ممکن است زنجيرهي عفونت به طور قابلتوجهي کوتاه شود و حتي به کل از بين برود. چنين سيستمي ميتواند طي مدت چند روز همهگيري بيماري را متوقف کند. فوقالعاده به نظر ميرسد، نه؟
جنبهي منفي داستان اين است که چنين چیزی، حتما به يک سيستم نظارتي ترسناک جديد، مشروعيت ميبخشد. به عنوان مثال، اگر شما بدانيد که من به جاي لينک CNN روي لينک فاکس نيوز کليک کردم، از ديدگاههاي سياسي من و شايد حتي در مورد شخصيت من چيزهايي بفهميد. وقتي تغييرات دمايي بدنم، فشار خون و ضربان قلبم را حين تماشاي يک ويديو کليپ تحت نظارت داشته باشيد، شما یاد میگیرید که چه چیزی مرا به خنده يا گريه مياندازد يا واقعا خشمگينم ميکند.
در اینجا لازمه اين نکته يادآوري بشه که خشم، شادي، ملالت و عشق، پديدههايي بيولوژيک هستند که درست مانند تب و سرفه قابل اندازهگيرياند. همان فناوری که سرفه را تشخيص ميدهد، توانايي شناسايي خنده را نيز دارد. اگر شرکتها و دولتها جمعآوري دادههاي بيومتريک ما را شروع کنند، ميتوانند ما را حتي بهتر از خودمان بشناسند و به اين ترتيب نه تنها ميتوانند احساسات ما را پيشبيني کنند بلکه قادرند روي ما تاثير گذاشته و هر چيزي را که ميخواهند به ما بفروشند، خواه يک محصول و یا يک سياستمدار. نظارت بيومتريک سبب خواهد شد که تاکتيکهاي هک کردن دادههاي شرکت کمبريج آناليتيکا [5] کاري شبيه به کارهاي عصر حجر به نظر برسد! کرهي شمالي را در سال ۲۰۳۰ تصور کنيد، در حالیکه همهي شهروندان بايد ۲۴ ساعته يک دستبند بيومتريک در دست داشته باشند. اگر شما به سخنراني رهبر بزرگ گوش بدهید و دستبند شما متوجه اندکي خشم در وجودتان شود، کار شما تمام است!
البته شما ميتوانيد فکر کنید که نظارت بيومتريک نوعي نظارت موقت است که در دوران اضطرار انجام ميشود و زماني که اين دوران پايان گرفت، نظارت هم تمام ميشود. اما اقدامات موقت، عادت ناخوشايند کش دادن شرايط اضطراري را دارند، به خصوص که هميشه موارد اضطراري جدیدتری در کمين است. به عنوان مثال وطن من اسراييل، در طول جنگ سال ۱۹۴۸ براي استقلال، وضعیت اضطراری اعلام کرد، شرايطي که طيفي از اقدامات موقتي را توجيه ميکرد، از سانسور مطبوعات و مصادرهي زمين گرفته تا مقررات ويژه براي تهيهي پودينگ (بله شوخی نمیکنم!). جنگ استقلال سالهاست که به پيروزي ختم شده است، اما اسراييل هرگز پايان حالت اضطرار را اعلام نکرد و هنوز هم بسياري از اقدامات «موقتي» سال ۱۹۴۸ را لغو نکرده است. (حکم پودينگ اضطراري با مرحمت زیاد در سال ۲۰۱۱ لغو شد!)
حتي هنگامي که آلودگی ناشي از ويروس کرونا به صفر برسد، برخي از دولتهاي تشنهي اطلاعات، ادعا خواهند کرد که از ترس موج دوم کرونا یا به خاطر توسعهي گونهي جديدي از ابولا در آفريقا يا به خاطر فلان و فلان … لازم است سيستم نظارتي بيومتريک را حفظ کنند، متوجه منظورم هستيد دیگه! در سالهاي اخير، يک نبرد بزرگ بر سر حريم خصوصي ما شکل گرفته است. بحران ویروس کرونا ميتواند نقطهي عطف اين نبرد باشد. زيرا زماني که قرار باشد افراد از بين سلامتي و حريم خصوصي تنها يکي را انتخاب کنند، معمولا انتخابشان، سلامتي خواهد بود.
پلیسِ صابون
در حقيقت، قرار دادن مردم بر سر دوراهي این انتخاب (سلامت يا حريم شخصی) ريشهي اصلي این معضل است، زيرا طرح اين سوال از اساس نادرست است. ما میتوانیم و بايد، هم از سلامت و هم از حريم شخصی برخوردار باشيم. ما به وسيلهي توانمندسازي شهروندان، نه با استفاده از نظارت استبدادي، ميتوانيم از سلامتيمان مراقبت کنيم و مانع همهگير شدن کرونا شويم. در هفتههاي اخير، برخي از موفقيتآميزترين تلاشها براي مهار کرونا توسط کره جنوبي، تايوان و سنگاپور انجام شده است. هرچند اين کشورها نيز از اپليکيشنهاي رديابي استفاده کردهاند، اما آنها بيشتر بر روي آزمايشات گسترده، گزارشهاي صادقانه و همينطور همکاري داوطلبانه مردم آگاهشده [6] ، تکیه کردند.
پایش متمرکز و مجازاتهاي شديد تنها راه راضی کردن مردم به اجرای دستورالعملهاي مفيد نيست. وقتي مردم از حقايق علمي آگاه شوند و اطمينان داشته باشند که مسئولان دولتي، حقيقت را به آنها ميگويند، کار درست را انجام خواهند داد حتي اگر به طور گسترده تحت نظر نباشند. مردمي که با انگيزه و آگاه باشند، بسيار قدرتمندتر و کارآمدتر از يک جمعيت نادان و تحت نظر هستند.
به عنوان مثال، شستن دستهایتان با صابون را در نظر بگيريد. اين کار يکي از برترين پيشرفتهاي انسان در حوزه بهداشت بوده است. همين کار ساده، سالانه جان ميليونها نفر را نجات ميدهد. هرچند ما آن را کاري پيش پا افتاده ميدانيم اما تازه در قرن ۱۹ بود که دانشمندان اهميت شستن دستها با صابون را کشف کردند. پيش از آن، حتي پزشکان و پرستاران هم بدون شستن دستها، از يک جراحي به جراحی بعدی میرفتند. امروزه ميلياردها انسان هر روز دستهايشان را ميشويند، نه به اين دليل که از پلیس صابون میترسند، بلکه به اين دليل که حقايق علمی را درک ميکنند. من دستهايم را با صابون ميشويم زيرا در مورد باکتريها و ويروسها شنیدهام، درک ميکنم که اين ارگانيسمهاي کوچک ميتوانند موجب بيماري شوند و ميدانم که صابون قادر است آنها را از بين ببرد.
اما برای دستیابی به اين سطح از پذيرش و همکاري، به اعتماد نیاز دارید. مردم بايد به علم، مسئولان و رسانهها اعتماد کنند. طي سالهای گذشته، سياستمداران بی مسئوليت، عمداً اعتماد به علم، مسئولان و رسانهها را تضعيف کردهاند. حال، همين سياستمداران غيرمسئول ممکن است هوس کنند تا به اقتدارگرایی روی بیاورند، با اين استدلال که نميتوان مطمئن بود که عامه مردم کار درست را انجام خواهند داد.
معمولا، اعتمادي که سالها فرسوده و تخریب شده، یک شبه بازسازي نميشود. ولی ما الان در يک دورهي عادي به سر نميبريم. در هر لحظه از بحران، اذهان ميتوانند به سرعت تغيير کنند. شما ممکن است سالها با خواهر و برادرتان ارتباط تلخی داشته باشید، اما به محض اينکه يک مورد اضطراري رخ ميدهد، مخزني مخفي از اعتماد و عشق را کشف ميکنيد و به کمک هم ميشتابيد. هنوز دير نشده که به جاي ايجاد يک رژیم نظارتي، اعتماد مردم را به علم، مسئولان دولتي و رسانهها بازسازي کنيم. البته که بايد از فناوریهای جديد هم استفاده کنيم، اما اين فناوریها بايد در جهت توانمندسازي شهروندان به کار گرفته شود. من به طور کلي مشکلي با نظارت بر دماي بدن و فشار خون ندارم، اما اين دادهها نبايد براي افزايش اقتدارگرایی دولتها استفاده شود. بلکه بايد به منظور آگاه کردن مردم نسبت به انتخابهاي شخصيشان و همچنين پاسخگو نگه داشتن دولت در قبال تصميماتي که ميگيرد، به کار برود.
اگر من ميتوانستم ۲۴ ساعته وضعیت سلامتيام را رصد کنم، نه تنها ميفهميدم که چه موقع تبدیل به خطری براي سلامت ديگران شدهام، بلکه متوجه میشدم چه عاداتي بر سلامتي من تاثيرگذار هستند؛ و اگر ميتوانستم به آمارهاي معتبر در مورد گسترش ويروس کرونا دسترسي داشته باشم، ميفهميدم که آيا دولت حقيقت را به من ميگويد يا نه؛ و اينکه آيا سياستهاي مناسبي را براي مبارزه با اين بيماري همهگير اتخاذ کرده است؟ هر بار که مردم در مورد نظارت صحبت ميکنند، به ياد داشته باشید که همان فناوری نظارتی نه تنها ميتواند براي کنترل افراد از سوي دولت به کار رود، بلکه توسط مردم نيز ميتواند براي نظارت بر دولت استفاده شود.
بنابراين، اپيدمي ويروس کرونا يک آزمون بزرگ شهروندي است. در روزهای پیش رو، هر یک از ما باید به جای اعتماد به تئوریهای توطئه بیاساس و سیاستمداران خودمحور، انتخابمان، اعتماد به دادههای علمی و متخصصین بهداشت و درمان باشد.
اگر انتخاب درستي نداشته باشيم، ممکن است ارزشمندترين آزاديهايمان را واگذار کنیم، آن هم با اين تصور که اين تنها راه حفاظت از سلامتيمان است.
ما به يک برنامه جهاني نياز داريم
دومين انتخاب مهمي که در برابرمان داريم، ميان انزوای ملی گرایانه و همبستگي جهاني است. همهگير شدن کوويد-۱۹ و همینطور بحران اقتصادي حاصل از آن، هر دو، مشکلاتي جهاني هستند. مشکلاتي که تنها با همکاري جهاني قابل حل هستند.
به منظور غلبه بر ويروس، اولین و مهمترین پیش شرط این است که که اطلاعات را به صورت جهاني منتشر کنيم. اين کار، مزيت بزرگ انسانها در برابر ويروسها است. ويروس کرونایی که در چين است و کرونايي که در ايالات متحده مردم را بيمار ميکند، نميتوانند با هم براي مبتلا کردن انسانها، تبادل اطلاعات داشته باشند. اما چين ميتواند آموزههاي ارزشمندي را در مورد ويروس کرونا و شيوهي مقابله با آن در اختيار ايالات متحده قرار بدهد. آنچه يک پزشک، صبح يک روز در ميلان ايتاليا کشف ميکند، ميتواند عصر همان روز جان تعداد زيادي از آدمها را در تهران نجات بدهد. زماني که دولت بریتانیا بين چند سياست ترديد دارد، ميتواند از کره جنوبی که چند ماه قبل با همان مشکل مواجه شده بود، مشورت بگيرد. اما برای تحقق این مهم، روحيهي همکاري و اعتماد جهاني لازم است.
در روزهای پیش رو، هر یک از ما باید به جای اعتماد به تئوریهای توطئه بیاساس و سیاستمداران خودمحور، انتخابمان اعتماد به دادههای علمی و متخصصین بهداشت و درمان باشد
کشور ثروتمندی که مبتلايان کمي داشته، بايد خواهان ارسال تجهيزات به کشورهاي فقيري باشد که مبتلايان زيادي داشتهاند، البته با اطمينان به اينکه اگر روزي خودش هم به کمک نياز داشت، کشورهاي ديگر نيز به کمک آنها خواهند شتافت. کشورها بايد خواهان به اشتراکگذاري شفاف اطلاعات باشند و متواضعانه مشورت بگیرند و نیز بايد بتوانند به دادهها و بينشهايي که از سايرين ميگيرند، اعتماد کنند. ما همچنين براي توليد و توزيع تجهيزات پزشکي، به خصوص کيتهاي آزمايشگاهي و دستگاههاي تنفسي، نيازمند تلاش جهاني هستيم. به جاي اينکه هر کشور به تنهايي و در حيطهي منطقهي خود اين کار را انجام دهد و تجهيزاتی که میتواند تهیه کند را احتکار کند، يک تلاش هماهنگ جهاني ميتواند توليد را تسريع کرده و اطمينان دهد که تجهيزات نجاتبخش به طور عادلانهتري ميان انسانها توزيع شده است. درست همانطوري که کشورها صنايع کليدي خود را در حین جنگ ملي ميکنند، جنگ انسانها در برابر ويروس کرونا نيز ما را ملزم ميکند که خطوط حیاتی توليد را "انساني" کنيم.
ما ممکن است يک تلاش جهاني را براي يکپارچه کردن کادر درمان نيز در نظر بگيريم. کشورهايي که در حال حاضر کمتر تحت تاثير ويروس قرار گرفتهاند، ميتوانند کارکنان درماني خود را به مناطقي بفرستند که بدترين تاثير را از ويروس گرفتهاند. به اين ترتيب هم به آنها کمک ميکنند و هم تجربهي ارزشمندي به دست ميآورند. اگر بعدها کانون همهگيري اين بيماري تغيير کرد، کمکها نيز باید تغییر جهت مشابهای داشته باشند.
همکاري جهاني در جبهه اقتصاد نيز امری حیاتی است. با در نظر گرفتن ماهيت جهاني اقتصاد و زنجيرههاي تامين، اگر هر کشوري با بياعتنايي کامل به سايرين، کار خودش را بکند، نتيجه چيزي جز هرج و مرج و عميق شدن بحران نخواهد بود. ما به یک برنامه اقدامات جهانی نياز داريم، فورا هم نیاز داریم.
شرط ديگر، رسيدن به يک توافق جهاني در مورد سفرها است. به تعويق انداختن همهي سفرهاي بينالمللي به مدت چند ماه، مشکلات بزرگي ايجاد ميکند و مانع مبارزه عليه ويروس کرونا خواهد بود. کشورها بايد براي امکان سفرهاي ضروری تعداد محدودي از مسافرين مانند دانشمندان، پزشکان، روزنامهنگاران، سياستمداران و تاجرين با هم همکاري کنند. اين کار با يک توافق جهاني بر سر غربالگري مسافرین در کشورشان، قابل انجام است. وقتي ميدانيد که تنها مسافرین به دقت معاينه شده ميتوانند سوار هواپيما شوند، راحتتر آنها را در کشورتان ميپذيريد.
متاسفانه، در حال حاضر کشورها به سختي اين اقدامات را انجام میدهند. نوعي رخوت جمعي، جامعهي جهاني را درگير کرده است. به نظر ميرسد که هيچ فرد بالغي در جمع وجود ندارد. انتظار میرفت که چند هفته قبل يک جلسهي اضطراري براي توافق بر سر يک برنامهي عملي مشترک، از سوي رهبران جهاني برگزار شود. رهبران G7 تازه اين هفته توانستند يک کنفرانس ويديويي را برگزار کنند، که آن هم هيچ برنامهي مشترکي در پي نداشت.
در بحرانهاي جهاني قبلي، مانند بحران مالي ۲۰۰۸ و شیوع ويروس ابولا در سال ۲۰۱۴، ايالات متحده، نقش رهبر جهان را بر عهده گرفت. اما دولت کنوني از سمت رهبري کنارهگيري کرده است. اين دولت آشکارا بيان کرده است که بيش از آيندهي بشريت، به عظمت آمريکا اهميت ميدهد.
اين دولت حتي نزديکترين متحدانش را به حال خود واگذاشته است. زماني که همهي سفرها را از اتحاديهي اروپا ممنوع کرد، حتي به خودش زحمت نداد که موضوع را پيشتر به آنها اعلام کند - چه برسد به اينکه بخواهد با اتحاديهي اروپا در مورد اين اقدام جدي مشورت کند. حتی شایع شده است که آمريکا با ارائهي پييشنهاد يک ميليارد دلاری به يک شرکت داروسازي آلماني براي خريد حق انحصاري واکسن جديد کوويد-۱۹، سبب حيرت آلمان شده است. حتي اگر دولت کنوني در نهايت يک برنامهي جهاني ارائه دهد، کمتر کسي دنبالهروي رهبري خواهد بود که هرگز مسئوليتي بر عهده نميگيرد، هرگز اشتباهاتش را نميپذيرد و مدام به خودش اعتبار داده و تقصير را بر گردن ديگران مياندازد.
اگر خلاء به جا مانده توسط ايالات متحده به وسيلهي کشورهاي ديگر پر نشود، نه تنها مهار اين بيماري دشوار خواهد بود، بلکه اثرات باقيمانده از آن، روابط بينالمللي را در سالهاي آتي مسموم خواهد کرد. با اين وجود هر بحراني، به مثابهي يک فرصت است. ما بايد اميدوار باشيم که همهگيري کنوني به بشر کمک خواهد کرد که خطر حاد ناشي از عدم اتحاد جهاني را درک کند.
بشريت بايد انتخاب کند. آيا با چنددستگي و بدون اتحاد، مسير تنزل را خواهيم پیمود يا راه همبستگي جهاني را طي خواهيم کرد؟ اگر چنددستگي را برگزينيم، نه تنها بحران طولانيتر خواهد شد، بلکه حتي در آينده شاهد فجايع بزرگتري نيز خواهيم بود. اما اگر همبستگي جهاني را انتخاب کنيم، نه تنها مقابل ويروس کرونا بلکه در برابر تمام همهگيریهای آينده و بحرانهايي که در قرن 21 بشریت را مورد حمله قرار میدهند، پیروز خواهیم شد.
یوال نوح هراری، نویسنده کتابهای "انسان خردمند"، "انسان خداگونه" و "21 درس برای قرن 21" است.